خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۸۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای بیغم از دل من، بسیار شد جداییشادی به رویت ار چه بر غم کنان نیایی
۲
گفتی، رهات کردم از خنجر سیاستدل سوختی و جانم آتش برین رهایی
۳
داند چگونه باشد شبهای دردمندانآن کس که خفته یک روز بر بستر جدایی
۴
شبهای عاشقان را شمع مراد نبودرسوای شهر و کو را چه جای پارسایی
صفحهٔ ۱ از ۲