خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۸۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرمه اندر چشم خودبین می کنیشانه اندر زلف پرچین می کنی
۲
از ستم چندین که کردی کس نکردبس کن، از بهر که چندین می کنی؟
۳
در غم لبهای من گویی بمیرمرگ را بر بنده شیرین می کنی
۴
بگذری از مهر و گویی کاین کنممهر می باید ترا کاین می کنی
صفحهٔ ۱ از ۲