خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۸۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنکه جان گویند خلقی، آن توییوانکه شیرین تر بود از جان تویی
۲
شهر دل ویران شد از بیداد توورچه ویران تر شود، سلطان تویی
۳
در بلای فتنه نتوان زیستندیر زی، گره یکی زیشان تویی
۴
تا کیم سوزی که دل بر جای دارچون برین دل صاحب فرمان تویی
صفحهٔ ۱ از ۲