شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۸۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر چه سعادت بسی ست در فلک مشتریدزد حوادث هم است از پی انگشتری
۲
عقل حوادث نپخت در پس نُه پرده، زآنکرخنه بال من است در فلک چنبری
۳
راست روی پیشه کن همچو سحاب سپهربو که ازین دیوگاه جان به سلامت بری
۴
حرف طلب کن نه نقش کز ره معنی خطاستمعتقد پایدار دست به صورتگری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth