خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۸۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نامردم است، هر که درو نیست مردمیعودی که بوش نیست، بسوزش به هیزمی
۲
مردم نه ای، چه نفس بد اندر نهاد تستدیوی که جای کرده در اندام آدمی
۳
وه این چه کوری است که در چارراه شرعبا صد هزار رهبر بیننده ره گمی
۴
عمر روان چو آب و تو معمار قصر خاکچو آب چشمه هست، چرا در تیممی؟
صفحهٔ ۱ از ۳