شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۸۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به بت نمای مرا ره، اگر به دین نتوانیبه مهرکش سگ خود را، اگر به کین نتوانی
۲
گهم نوازی، گاهی بود که تیغ برانیمراد تست، چنان کن، اگر چنین نتوانی
۳
به نازگویی، بوسی دهم اگر بدهی جانمن آن توانم کردن، ولی تو این نتوانی
۴
بیا و تکیه برین چشم شب نخفته من کنکه با چنین تن و اندام بر زمین نتوانی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth