خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۸۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گاهم ز غمزهها هدف تیر میکنیگاهم زبون چشم زبون گیر میکنی
۲
من جامه کاغذین کنم از رشک کاغذتکان را چو برگ که هدف تیر میکنی
۳
خونها که میخورانیم، از تو بدین خوشمگویی به کام من شکر و شیر میکنی
۴
شب گوییا به خواب لبم بر دهان تستاین خواب را بگو که چه تعبیر میکنی؟
صفحهٔ ۱ از ۲