خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۸۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای یار پرنمک، جگرم ریش میکنیقصد هلاک سوخته خویش میکنی
۲
از دیده شرم دار، گرت بیم آه نیستبیموجبی چرا دل من ریش میکنی؟
۳
آخر کجا روا بود، ای ناخدای ترساین سلطنت که با من درویش میکنی
۴
ای آنکه پند میدهیم از برای عشقچندین مدم که آتش من بیش میکنی
صفحهٔ ۱ از ۳