خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۸۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو خود به غمزه سراسر کرشمه و نازیچه حاجت است که با ما کرشمه ای سازی
۲
به تیغ بازی مژگان مریز خون مراکه نیست ریختن خون عاشقان بازی
۳
شب آمدی و نگفتم به کس، ولی چه کنم؟که بوی زلف به همسایه کرد غمازی
۴
حدیث حسن کسی را به عهد تو نرسدترا رسد که، نگارا، به حسن ممتازی
صفحهٔ ۱ از ۲