شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۸۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای شب تیره به گیسوی کسی می مانیوی مؤذن تو به فریاد رسی می مانی
۲
چه خبر داری از آن قافله، ای مرغ سحر؟که ز فریاد به نالان جرسی می مانی
۳
گریه می خواست همی آیدم از دیدن توزان که، ای سرو، به بالای کسی می مانی
۴
عمرم آن است که در دیده همی آیی، لیکمردن این است که در دیده بسی می مانی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth