شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۸۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا داشت به جان طاقت، بودم به شکیباییچون کار به جان آمد، زین پس من و رسوایی
۲
سرپنجه صبرم را پیچیده برون شد دلای صبر، همین بودت بازوی توانایی
۳
در زاویه محنت دور از تو چو مهجورانتنها منم و آهی، آه از غم تنهایی
۴
شبها منم و اشکی، وز خون همه بالین ترعشق این هنرم فرمود، ار عیب نفرمایی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth