خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۸۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مگر، ای باد نوروزی، گذر بر یار من داریکه گویی این نسیم تازه زان گلزار من داری
۲
اگر چه یاد نارد روزی از ما، چون روی آنجاسری از من به پای آن فرامش کار من داری
۳
مرا از زندگانی توبه شد، ای مرگ، بی رویشبیا، بسم الله، ار فرمانی از دلدار من داری
۴
مدان، ای سرو، کز حسن تو حیران مانده ام در توولیکن دوست می دارم که شکل یار من داری
صفحهٔ ۱ از ۳