شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۸۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر بار که تو در دل شب در دلم آییخون دلم آید ز دو دیده به روایی
۲
ای جان به تو می دادم و یادم نکنی هیچفریاد که جانم به لب آمد ز جدایی
۳
آیی چو خرامان و زنی راه همه خلقبا آن روش و ناز، چه گویم، چه بلایی
۴
جانم به سر رفتن و شکل تو کشندهبیچاره من آن دم که تو در پیش من آیی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth