شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۸۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو، ای پسر، که از این سو سوار می گذریمرا کش ارز که برای شکار می گذری
۲
ز دوستان که به جولانگه تو خاک شدندبه شوخی تو که ای شرمسار می گذری
۳
هزار دل به دوال عنایت آویزانتو بر شکسته از ایشان سوار می گذری
۴
جراحتی به جز این نیست آشنایان راکه آشنایی و بیگانه وار می گذری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth