خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۹۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هوس پخته ست این پروانه بهر خویشتن سوزیبیا و خانه روشن کن ز بهر مجلس افروزی
۲
چه آتش می زنی زینسانم، ای دور از تو چشم بددل و جان است آخر نی سپند است این که می سوزی
۳
گر از بی مهری چشمت گله کردم بنامیزدکه آموزد کمان ابرویت را رسم کین توزی
۴
چو دیدی مردنم، گفتی که روزی روی بنمایمچنین روزی همم در زندگی یعنی شود روزی
صفحهٔ ۱ از ۲