خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۹۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما را در آرزویت بگذشت زندگانیباقیست تا دو سه دم، دریاب گر توانی
۲
چشمت که کشت ما را باشد همین قصاصشکز دور مردن من بنماییش نهانی
۳
گر این تن چو مویم بوده ست از تو گوییتو دیر زی که اینک مردیم از گرانی
۴
رشک آیدم ز تیغت بر عاشقان دیگراین لطف هم مرا کن از بهر آن جوانی
صفحهٔ ۱ از ۳