خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۹۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز من برگشته ای، جانا، ندانم با که می سازی؟حدیث ما نمی پرسی، که داند با که همرازی؟
۲
کلاه اندازد از سر گاه دیدن قامت خوبانتو سر می افگنی، جانا، مکن چندین سرافرازی
۳
نوازش می کنی و جان برون می آید از حسرتتوانی مردمی کردن که چشمی بر من اندازی
۴
دلم گر کافری ورزید گریه چیست، ای دیده؟چو نتوانم که بستانم، مکن بیهوده غمازی
صفحهٔ ۱ از ۳