شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۹۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هندوی زلف را چو تو یغما چنین دهیدر روم و ری منادی تاراج دین دهی
۲
پیش لب تو گر چه گداییست کار منملک جهان مراست، گر انگشترین دهی
۳
چون من روم، به تربت من بوسه ای زنیحلوای روح من چو دهی، این چنین دهی
۴
آنجا که گشت تست، بگو تا شویم خاکباری چنین چو کشته خود را زمین دهی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth