شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۹۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فسون چشمش ار خوابم نبستیچرا چشمم چنین در خون نشستی؟
۲
وگر بودی به چشمش مردمی هیچبدینسان در به روی من نبستی
۳
ور از خوبان به آسانی شدی دلز آه عاشقان آتش بخستی
۴
خوش آن وقتی که گاهی از سر نازبدیدی سوی ما و برشکستی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth