خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۹۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گل آمد و هر مرغی زد نغمه به هر باغیهر فاخته ای دارد با همسر خود داغی
۲
از باد صبا هر کس بشکفته چو گل خرمنآن باد که من جویم کی می وزد از باغی؟
۳
هر کس غم خود گویان با قمری و با بلبلمن سوخته می جویم رو کرده سیه زاغی
۴
من سوخته ام، زاهد، تو طعنه زنی هر دمتا چند نهی داغی ما را زبر داغی
صفحهٔ ۱ از ۲