شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۹۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای زلف تو هر گره گشادیوی خط تو خطه و سوادی
۲
ای چشم مرا چراغ خانهدر سر مکن از کرشمه بادی
۳
در راه نیاز می نهی پایخوش راهی و بوالعجب نهادی
۴
شب چشم تو خلق را همی کشتچونست ز ما نکرد یادی؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth