شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۹۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن چشم شوخ را بین هر غمزه‌ای بلاییوان لعل ناب بنگر هر خنده‌ای جفایی
۲
هر ابرویی ز رویت محراب بت‌پرستیهر تار مو ز زلفت زنار پارسایی
۳
گویند، چیست حالت آن دم که پیشت آید؟چون باشد آنکه ناگه پش آیدش بلایی
۴
این غم که هست دانم هر دو ز تو برین دلمی کش که ظالمی را خوش می کنی سزایی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth