شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۹۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر شبم کآهم به عالم دم زدیآتش اندر خرمن عالم زدی
۲
سوخت جانم را غم و غم سوختیذره ای سوز من ار بر غم زدی
۳
گر دلم را دست بودی بر فلکدیده ای سقفش که چون برهم زدی
۴
زین زبان دانی اگر جم بودمیآسمانم بوسه بر خاتم زدی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth