خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۹۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای گل، دهن تنگت صد تنگ شکر چیزیگل با تو نمی ماند در حسن مگر چیزی
۲
ما را به تماشایی مهمان رخ خود کنچون سبزه برآوردی گرد گل تر چیزی
۳
دودی که ز آه من بر ماه زدی هر شبدر روی چو ماه تو هم کرد اثر چیزی
۴
تا باز کرا سوزد این جادوی تو آخرخط تو دمید اینک بالای شکر چیزی
صفحهٔ ۱ از ۲