شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۹۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لعل است چنان با لب یا هست ز جان چیزی!روییست ترا با مه یا خود به از آن چیزی!
۲
بنشین که نمی خیزد یک سرو به بالایتخود پیش تو کی خیزد از سرو روان چیزی؟
۳
من جامه درم از تو، تو غم نخوری از منآری نشود مه را از ضعف کتان چیزی
۴
خنده زنی، ار خواهم قندی ز دهان تویعنی که ازین گفتن ناید به دهان چیزی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth