شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۹۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوش آن شبها که آن جان جهان مهمان من بودیجراحتها که او کردی لبش درمان من بودی
۲
گدایی می کنم ار وقت خوش را از در دلهاگه آن گنج روان در خانه ویران من بودی
۳
نمی گردد فراموش از دلم پای نگارینشکه جایی گه گهی بر دیده گریان من بودی
۴
به بخت من که آن شب گرد خودکامم به یاد آمدوگرنه تا چها بار از غمش بر جان من بودی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth