خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۹۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای غنچه را بر بسته لب، شکل و دهان چون توییچون لاله خون کرده دلم سرو روان چون تویی
۲
روزی من دیوانه وش، بر باد خواهم داد جاندست تظلم در زده اندر عنان چون تویی
۳
گفتی ز من سر می کشی، آخر به گردن چون نهدآن سر که برگیرد کسی از آستان چون تویی
۴
تو چست می بندی کمر وز ترس جانم می رودکآزرده گردد ناگهان نازک میان چون تویی
صفحهٔ ۱ از ۳