شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۹۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شاه حسنی وز متاع نیکویی داری فراغیزیبدت گر می کنی بر حال مسکینان دماغی
۲
داغ هجرانم نه بس، خالم ز رخ هم می نماییچند سوزم، وه که داغی می نهی بالای داغی
۳
گه به من دزدیده بینی گه به دزدی خویشتن رانزد من جان دادن است این، نزد یاری نیست لاغی
۴
بهر این حاجت که بوک آیی شبی بر من چو شاهیمی نهم از سوز دل شبها به هر مشهد چراغی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth