خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۹۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که به غمزه می کنی قصد شکار دیگریغیر هلاک ما مکن میل به کار دیگری
۲
گشت چمن چو می روی بر دل گرم ماگذرگلخن آشنا به از باغ و بهار دیگری
۳
ای به هزار مرتبه ز آب حیات پاک ترحیف بود که بگذرد بر تو غبار دیگری
۴
جان هزار پاره را پیش سگ تو می کنمزانکه به دست همتم نیست غبار دیگری
صفحهٔ ۱ از ۲