خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۹۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رفت سرما و صبا می دهد از گل خبریپس ازین ما و لب جوی و رخ سیم بری
۲
از پی آنکه در آیند بهشتی رویانباغ گویی که گشادست ز فردوس دری
۳
نیکویان در چمن و دیده نرگس بر گلبا چنان چشم، دریغا که ندارد نظری
۴
غنچه گر دعوی مستوری و مستی می کردبعد از آن بینیش از دست صبا جامه دری
صفحهٔ ۱ از ۲