شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۹۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ترک من خونابه من بین و دست از من بشویترک ترکی گیر و دل را هم ز مرد و زن بشوی
۲
یک نظر می خواهم از چشمت درین خواب اجلیک ره از خواب جوانی نرگس پرفن بشوی
۳
دشمن اندر گریه جان منست ای دوست خیزدوستان کشته را از گریه دشمن بشوی
۴
تیغ مژگان گر چه با چندان کشش آلوده نیستگریه کن بر کشتگان وان تیغ مردافکن بشوی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth