شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۹۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جهانی به خواب خوشست و من از غم به بیداریخورد هر کس آب خوش دل من به خونخواری
۲
شب از غم بود صد سالم همه شب ز غم نالهنباشد چنین حالم گرم دل کند یاری
۳
گو کنم چو کم کاری هوای چون تو یاریجفا کن کنون باری که میرم به دشواری
۴
زدی غمزه و هر دم نمایی رخ و لب همچه بخشی کنون مرهم که زخمی زدی کاری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth