شعر را زندگی کن
خلوتی با فرخی سیستانی

شمارهٔ ۵۱ - در مدح سلطان محمد بن سلطان محمود غزنوی گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شبی گذاشته ام دوش خوش به روی نگارخوشا شبا که مرا دوش بود با رخ یار
۲
شبی که اول آن شب شراب بود و سرودمیانه مستی و آخر امید بوس و کنار
۳
نه شرم آنکه ز اول بکف نیاید دوستنه بیم آنکه بآخر تباه گردد کار
۴
میی بدست من اندر، چو مشکبوی گلاببتی بپیش من اندر ، چو تازه روی بهار
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth