→ دیوان اشعارفرخی سیستانی
فرخی سیستانی
قصاید
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود بن ناصر الدین سبکتگین غزنویبر آمد پیلگون ابری ز روی نیلگون دریا←شمارهٔ ۲ - مدح خواجه عمید ابومنصور سیداسعد گویدنیگلون پرده برکشید هوا←شمارهٔ ۳ - در مدح امیر محمدبن محمود بن سبکتگیندوست دارم کودک سیمینبرِ بیجاده لب←شمارهٔ ۴ - در مدح امیر ابواحمد محمد بن محمود بن ناصرالدین سبکتگینتا ببردی از دل و از چشم من آرام و خواب←شمارهٔ ۵ - در تهنیت ولادت پسری از امیر ابویعقوب یوسف برادرسلطان محمودسپیده دم که هوا بر درید پرده شب←شمارهٔ ۶ - در مدح امیرابویعقوب یوسف بن سبکتگین گویدچو سیر گشت سر نرگس غنوده ز خواب←شمارهٔ ۷ - در مدح امیر ابویعقوب یوسف بن ناصرالدین سبکتگینباغ دیبا رخ پرند سلب←شمارهٔ ۸ - در مدح عضد الدوله امیر یوسف، برادر سلطان محمودروزه از خیمهٔ ما دوش همی شد بشتاب←شمارهٔ ۹ - در مدح خواجه جلیل عبدالرزاق بن احمدبن حسن میمندیز آفتاب جدا بود ماه چندین شب←شمارهٔ ۱۰ - در مدح یمین الدولة سلطان محمود بن سبکتگین گویدای ملک گیتی گیتی تر است←شمارهٔ ۱۱ - در صفت گوی بازی سلطان و مهمان شدنش بخانه یکی از فرزندانای فعل تو ستوده و گفتارهات راست←شمارهٔ ۱۲ - در مدح امیر ابویعقوب عضدالدوله یوسف بن ناصرالدینگر چون تو بترکستان ای ترک نگاریست←شمارهٔ ۱۳ - در مدح خواجه بزرگ احمد بن حسن میمندی گویدای وعده تو چون سر زلفین تو نه راست←شمارهٔ ۱۴ - در مدح میر ابوالفتح فرزند سید الوزراء احمد بن حسن میمندیمن ندانم که عاشقی چه بلاست←شمارهٔ ۱۵ - در مدح ابوالحسن علی بن الفضل بن احمد معروف به حجاجترک من بر دل من کامروا گشت و رواست←شمارهٔ ۱۶ - در مدح خواجه ابوبکر حصیری گویددل آن ترک نه اندر خور سیمین بر اوست←شمارهٔ ۱۷ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود غزنوی گویدهمی تا خسرو غازی خداوند جهان باشد←شمارهٔ ۱۸ - در ذکر مراجعت سلطان محمود از فتح سومنات گویدیمین دولت شاه زمانه با دل شاد←شمارهٔ ۱۹ - در دعای به سلطان محمود غزنوی گویدچندانکه جهانست ملک شاه جهان باد←شمارهٔ ۲۰ - در صفت شراب خوردن سلطان محمدبن محمود غزنویخسرو می خواست هم از بامداد←شمارهٔ ۲۱ - در تقاضا و مدح محمدبن محمودبن ناصر الدین گویدای همه ساله زخوی تو دل سلطان شاد←شمارهٔ ۲۲ - در مدح سلطان محمد بن سلطان محمودهر روز مرا عشق نگاری بسر آید←شمارهٔ ۲۳ - در تهنیت جلوس سلطان محمد پس از سلطان محمود گویدهر که بود از یمین دولت شاد←شمارهٔ ۲۴ - در مدح خواجه عبد الرزاق بن احمد بن حسن میمندی گویدای دل من ترا بشارت باد←شمارهٔ ۲۵ - در مدح خواجه ابوبکر حصیری ندیم سلطان محمودعاشقان را خدای صبر دهاد←شمارهٔ ۲۶ - در مدح خواجه ابوبکر حصیریای پسر گر دل من کرد همی خواهی شاد←شمارهٔ ۲۷ - در تهنیت خلعت وزارت گویدای دل میر اولیا بتو شاد←شمارهٔ ۲۸ - در مدح خواجه ابوعلی حسنک میکال نیشابوریاز باغ باد بوی گل آورد بامداد←شمارهٔ ۲۹ - در تهنیت جشن سده و مدح وزیر گویدگر نه آیین جهان از سر همی دیگر شود←شمارهٔ ۳۰ - در ذکر مراجعت سلطان محمود از هندوستان و فتح ثانیقوی کننده دین محمد مختار←شمارهٔ ۳۱ - در صفت باغ نو و کاخ ومجلس و دریاچه کاخ سلطان محمود گویدبفرخنده فال و بفرخنده اختر←شمارهٔ ۳۲ - در صفت لشکر سلطان محمود و خلعت دادن بدانانهر سپاهی را که چون محمود باشد شهریار←شمارهٔ ۳۳ - درمعنی عشق گویدمرا، دی عاشقی گفت ای سخنور←شمارهٔ ۳۴ - درمدح یمین الدوله محمود بن ناصرالدین و ذکر غزوات و فتوحات او در گنگبهار تازه دمید ای بروی رشک بهار←شمارهٔ ۳۵ - در ذکر سفر سومنات و فتح آنجا و شکستن منات و رجعت سلطان گویدفسانه گشت و کهن شد حدیثِ اسکندر←شمارهٔ ۳۶ - در مدح سلطان محمود و ذکر شکار او گویدای مبارک پی جهاندار و همایون شهریار←شمارهٔ ۳۷ - در ذکر شکار جرگه سلطان محمود پس از بازگشت از جنگای ز کار آمده و روی نهاده به شکار←شمارهٔ ۳۸ - در شکر گزاری از اسبی که سلطان محمود داده استای آنکه همی قصه من پرسی هموار←شمارهٔ ۳۹ - در مدح سلطان محمود بن ناصر الدین گویدبخندد همی باغ چون روی دلبر←شمارهٔ ۴۰ - درمدح یمین الدوله محمود بن ناصرالدین و ذکر فتوحات او گویدسال و ماه نیک و روز خرم و فرخ بهار←
۱ از ۶صفحهٔ بعد ←