خلوتی با فرخی سیستانی
شمارهٔ ۹۰ - در مدح خواجه ابوسهل دبیر، عبدالله بن احمد بن لکشن گوید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش ناگاه بهنگام سحراندر آمد ز در آن ماه پسر
۲
با رخ رنگین چون لاله و گلبالب شیرین چون شهد و شکر
۳
حلقه جعدش پر تاب و گرهحلقه زلفش ازان تافته تر
۴
گفتم: ای خانه بتو باغ بهشتچون برون جسته ای از خانه بدر؟
صفحهٔ ۱ از ۹