خلوتی با فرخی سیستانی
شمارهٔ ۹۲ - در مدح خواجه عمید سید ابواحمد تمیمی گوید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن کیست کاندر آمد بازی کنان ازین دررویی چو بوستانی از آب آسمان تر
۲
باز این چه رستخیزست این خود کجا درآمداین را که ره نمودهست از بهر فتنه ایدر
۳
ای دوستان یکدل، دل باز شد ز دستماز شغل باز ماندیم عاشق شدیم یکسر
۴
من شیفته شدهستم یا چون منند هر کس ؟ترسم که هر کس از من عاشقتر و تبهتر
صفحهٔ ۱ از ۱۱