خلوتی با فرخی سیستانی
شمارهٔ ۱۴۸ - در مدح عضد الدوله امیر ابو یعقوب یوسف سپهسالار گوید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دی چو دیوانه بر آشفت و به زه کرد کمانپیش او باز شدن جز به مدارا نتوان
۲
خرگهی باید گرم وآتشی باید تیزباده ای باید تلخ و خوش و رنگین و روان
۳
مطربی جو بسر خم و تو در پیش بپایساقیی با زنخی ساده و جامی به لبان
۴
ساقیی طرفه که گردست بزلفش ببریدست وانگشت تو پر حلقه شود هم بزمان
صفحهٔ ۱ از ۹