خلوتی با فرخی سیستانی
شمارهٔ ۲۰۲ - در مدح سلطان محمد بن سلطان محمود گوید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای اَبر بهمنی که به چشم من اندریتن زن زمانکی و بیاسای و کم گری
۲
این روز و شب گریستن زاروار چیستنه چون منی غریب و غم عشق برسری
۳
بر حال من گری که بباید گریستنبر عاشق غریب ز یار و ز دل بری
۴
ای وای و اندها غم عشقا! غریبیا!من زین توانگرم که مباد این توانگری
صفحهٔ ۱ از ۱۴