شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چنان به وصل تو میلی‌ست خاطر ما راکه دل به صحبت یوسف کشد زلیخا را
۲
بیا بیا که به شب چون چراغ درخوردستبه روز شمع جمال تو مجلس ما را
۳
ترا به صحبت ما هیچ رغبتی باشداگر بود به نمک احتیاج حلوا را
۴
ز خاک درگهت ابرام دور می‌دارمکه آب درنفزاید ز سیل دریا را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth