شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رفتی و دل ربودی یک شهر مبتلا راتا کی کنیم بی تو صبری که نیست ما را
۲
بازآ که عاشقانت جامه سیاه کردندچون ناخن عروسان از هجر تو نگارا
۳
ای اهل شهر ازین پس من ترک خانه گفتمکز ناله‌های زارم زحمت بود شما را
۴
از عشق خوب رویان من دست شسته بودمپایم به گِل فروشد در کوی تو قضا را
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth