شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرچه وصلت نفسی می‌ندهد دست مراجز بیادت نزنم تا نفسی هست مرا
۲
من چو وصل تو کسی را ندهم آسان دستچون بدست آوری آسان مده از دست مرا
۳
چون تو هشیار بدم، نرگس مخمورت کرداز می عشق بیک جرعه چنین مست مرا
۴
مردمم شیفته خوانند و از آن بی خبرندکه چنین شیفته سودای تو کردست مرا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth