شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عاشق روی توام از من مپوش آن روی راپرده بردار از رخ و بر رو میفگن موی را
۲
تا بروز وصل تو چشمش نبیند روی خوابهر که یک شب همچو من در خواب دید آن روی را
۳
گرد میدان زمین سرگشته گردم همچو گویمن چو در میدان عشق تو فگندم گوی را
۴
همتی دارم که گر دستم رسد هر ساعتیطوق زر در گردن اندازم سگ آن کوی را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth