خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای گل روی تو برده رونق گلزارهادر دل غنچه بسی حسن ترا اسرارها
۲
گر بیاد روی تو آبی خورم در وقت مرگبی گل از خاک رهی سر بر نیارد خارها
۳
گل که باشد پیش روی تو که او را چون گیاهبعد ازین آرند و بفروشند در بازارها
۴
با چلیپای سر زلفت که ناقوس اشکندنعره توحید خیزد زین پس از زنارها
صفحهٔ ۱ از ۳