خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای کرده به عشق تو دل پرورش جانهاگردون چو رخت ماهی نادیده به دورانها
۲
آن را که چو تو سروی در خانه بود دایماز بیخبری باشد رفتن سوی بستانها
۳
آن را که گل رویش زردی ز غمت گیردخاک قدمش باشد سرسبزی ریحانها
۴
زانگشت خیال تو چون نقش پذیرفتماز دست دلم یک یک چون رنگ برفت آنها
صفحهٔ ۱ از ۳