خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشق اینجا از برای دیدن یار آمدهستبلبل شوریده بهر گل به گلزار آمدهست
۲
این جهان بازار کار عشق جانان است، از اوآن برد مقصود کو با زر به بازار آمدهست
۳
عاشقم او را ندانم دولت است این یا فضولکآن توانگر را چو من مفلس خریدار آمدهست
۴
تا جهانی خلق را چون ذره سرگردان کندآفتاب حسن در رویش پدیدار آمدهست
صفحهٔ ۱ از ۴