خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۱۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شکری به جان خریدم ز لب شکرفروشتکه درون پرده با دل شب وصل بود دوشت
۲
به سخن جدا نمیشد لب لعل تو ز گوشمچو علم فرو نیامد سر دست من ز دوشت
۳
به لبت حلاوتی ده دهن مرا که دایمترش است روی زردم ز نبات سبزپوشت
۴
به وصال جبر میکن دلک شکستهای راکه گرفت صبر سستی ز فراق سختکوشت
صفحهٔ ۱ از ۳