شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۱۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زکوی دوست بادی بر من افتادچه بادست این که رحمتها بروباد
۲
بمن آورد از آن دلبر پیامیچنان شیرین که شوری در من افتاد
۳
بدو گفتم اگر آنجا روی بازدل غمگین ما را شادکن شاد
۴
بگویش بی تو او را نیم جانیستوگر در دست بودی می فرستاد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth