خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۱۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع خورشید که آفاق منور داردمهر تو در دل و سودای تو در سر دارد
۲
رنگ روی تو باقلام تصور ما راخانه دل ز خیال تو مصور دارد
۳
روز و شب در طلبت گرد زمین گردانستآسمانی که شب و روز مه و خور دارد
۴
آنچه من دیده ام از حسن تو گر گویم کسنشنود، ور شنود نیز که باور دارد؟
صفحهٔ ۱ از ۳