خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۱۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کسی کز دل سخن گوید دمش چون جان اثر داردبپرس از وی که صاحب دل زعلم جان خبر دارد
۲
ازآن معدن طلب کن زر که باشد اندرو وجوهرگل ومیوه زشاخی جو که برگ سبز وتر دارد
۳
تو هر صورت نمایی را مدان از اهل این معنیکه نی هر بحر مروارید ونی هر نی شکر دارد
۴
درین بازار قلابان بهر جانب نظر می کنزصرافی حذر می کن که روی اندود زر دارد
صفحهٔ ۱ از ۴