شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۱۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل شد ز دست و دست به دلبر نمی‌رسدمرده به جان و تشنه به کوثر نمی‌رسد
۲
غواص بحر عشق چو ماهی به دام جهدچندین صف گرفت و به گوهر نمی‌رسد
۳
شاخ درخت وصل بلندست و سر کشیدآنجا که دست دولت ما برنمی‌رسد
۴
گر وصل دوست می‌طلبی همچو من گدادرویش باش کآن به توانگر نمی‌رسد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth